سوم خرداد، برای بسیاری تنها یک تاریخ است؛ اما برای خانواده صنعت برق و برای کسانی که سال‌ها در مسیر تولید، توسعه و کار جمعی نفس کشیده‌اند، یادآور فقدان مردی است که حضورش فقط در نام یک شرکت، یک تشکل یا یک عنوان مدیریتی خلاصه نمی‌شد. مهندس محمد پارسا از آن انسان‌هایی بود که اثر حضورشان فراتر از مسئولیت‌های رسمی باقی می‌ماند؛ کسانی که حتی پس از رفتن، هنوز در فکرها، در مسیرها و در جریان کار و تلاش یک نسل حضور دارند.

وقتی از مهندس پارسا سخن گفته می‌شود، تنها درباره یک کارآفرین موفق یا مدیری توانمند صحبت نمی‌کنیم؛ درباره انسانی حرف می‌زنیم که بخش بزرگی از عمر خود را صرف ساختن کرد. ساختنِ کارخانه، ساختنِ مجموعه‌های صنعتی، ساختنِ تشکل‌ها، ساختنِ اعتماد و مهم‌تر از همه، ساختنِ امید به آینده‌ای که در آن بخش خصوصی بتواند با عزت، استقلال و اثرگذاری واقعی در توسعه کشور نقش ایفا کند.

او به نسلی تعلق داشت که کار را نه با امکانات فراوان، بلکه با اراده، جسارت و باور آغاز کردند. نسلی که در سخت‌ترین سال‌ها ایستاد تا چیزی را بنیان بگذارد که امروز شاید بدیهی به نظر برسد؛ اما در زمان خود، حاصل سال‌ها پیگیری، مقاومت و نگاه آینده‌نگر بود. مهندس پارسا از همان سال‌های نخست فعالیت حرفه‌ای‌اش فهمیده بود که توسعه صنعتی بدون نهادسازی و بدون همگرایی فعالان اقتصادی، ماندگار نخواهد بود. به همین دلیل، حضور او در شکل‌گیری و تقویت تشکل‌های اثرگذار صنعت برق، فقط یک فعالیت صنفی نبود؛ بخشی از یک نگاه عمیق‌تر به آینده اقتصاد ایران بود.

بسیاری از کسانی که با او کار کرده بودند، بیش از هر چیز از روحیه جمع‌گرایی او سخن می‌گویند. از اینکه موفقیت را تنها برای خود نمی‌خواست. اعتقاد داشت اگر راهی گشوده می‌شود، باید برای دیگران هم قابل عبور باشد. اگر تجربه‌ای به دست آمده، باید منتقل شود. اگر مجموعه‌ای شکل می‌گیرد، باید بستری برای رشد نسل بعد باشد. شاید به همین دلیل بود که در کنار فعالیت صنعتی و اقتصادی، همواره دغدغه ایجاد تشکل، تربیت نیرو، انتقال تجربه و تقویت کار گروهی را داشت.

در سال‌هایی که بسیاری از فعالان اقتصادی تنها به بقا فکر می‌کردند، او هنوز از توسعه حرف می‌زد. هنوز به آینده صنعت برق ایران امیدوار بود. هنوز درباره صادرات، حضور منطقه‌ای، تولید رقابت‌پذیر و نقش ایران در بازار انرژی فکر می‌کرد. نگاهش محدود به امروز نبود. همیشه چند قدم جلوتر می‌اندیشید و همین ویژگی باعث می‌شد اطرافیانش در جلسات، تصمیم‌ها و حتی گفتگوهای روزمره، نوعی افق بلندمدت را در کلام او احساس کنند.

اما آنچه بیش از موفقیت‌های حرفه‌ای، نام محمد پارسا را ماندگار کرد، منش انسانی او بود. فروتنی‌اش، آرامشش، احترامش به دیگران و مسئولیتی که نسبت به جامعه احساس می‌کرد، بخشی جدانشدنی از شخصیت او بود. بسیاری از مدیران و صنعتگران موفق وجود دارند؛ اما همه آنان الزاماً الهام‌بخش نیستند. مهندس پارسا از معدود کسانی بود که همزمان هم مورد احترام حرفه‌ای بود و هم محبوبیت انسانی داشت.

او اهل هیاهو نبود. ترجیح می‌داد نتیجه کار سخن بگوید. با وجود ده‌ها فعالیت اقتصادی و تشکیلاتی، کمتر خود را در مرکز توجه قرار می‌داد. بیشتر شنونده بود تا سخنران؛ بیشتر سازنده بود تا مدعی. شاید همین سکوت نجیبانه بود که به اعتبار کلامش وزن بیشتری می‌داد. وقتی سخن می‌گفت، از سر تجربه بود، نه نمایش.

برای نسل جوان‌تر صنعت برق، او فقط یک مدیر باسابقه نبود؛ نماد نسلی بود که باور داشت می‌توان در ایران ماند، ساخت، تولید کرد و اثر گذاشت. نسلی که با وجود همه دشواری‌ها، امید خود را از دست نداد و توسعه کشور را یک مسئولیت شخصی می‌دانست. او بارها نشان داد که کارآفرینی فقط ایجاد کسب‌وکار نیست؛ نوعی تعهد اجتماعی است. تعهدی به اشتغال، به تولید، به دانش، به آینده و به مردمی که ثمره این تلاش‌ها باید به زندگی آنان بازگردد.


از مهندس محمد پارسا، علاوه بر مجموعه‌های صنعتی و تشکل‌های ماندگار، یک فرهنگ نیز به جا مانده است؛ فرهنگ مسئولیت‌پذیری، تعامل، نگاه ملی و کار جمعی. فرهنگی که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم. در روزگاری که فردگرایی و منفعت کوتاه‌مدت گاه بر منافع بلندمدت غلبه می‌کند، یادآوری منش کسانی چون او، یادآوری یک مسیر متفاوت است؛ مسیری که در آن موفقیت فردی از دل ساختن برای دیگران معنا پیدا می‌کند.

اکنون که در سالگرد درگذشت این چهره اثرگذار گرد هم می‌آییم، شاید مهم‌ترین ادای احترام به او، تنها یادآوری گذشته نباشد؛ بلکه ادامه دادن همان نگاهی باشد که او به آینده داشت. نگاهی مبتنی بر امید، همدلی، توسعه، اخلاق حرفه‌ای و ایمان به توان ملی.

برخی انسان‌ها با پایان زندگی، به خاطره تبدیل می‌شوند؛ اما برخی دیگر، به مسیر تبدیل می‌شوند. مهندس محمد پارسا از همین جنس بود. راهی که آغاز کرد، همچنان ادامه دارد؛ در اندیشه شاگردانش، در نهادهایی که بنیان گذاشت، در صنعتگری که به کار جمعی باور دارد و در هر جوانی که هنوز تصمیم گرفته است برای ساختن این سرزمین تلاش کند.